سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
26
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
بعبارت ديگر : لزوم بيّن كه در نظر منطقيّين معتبر است در اينجا شرط نميباشد زيرا در صورت اعتبار چنين لزومى بايد بسيارى از معانى مجازات و كنايات را از مدلول التزامى بودن خارج بدانيم كه التزام به آن بسى مشكل است و نيز اگر مراد از لزوم ، لزوم بيّنى كه اهل ميزان شرط كردهاند باشد نبايد در دلالت التزامى دلالات از حيث وضوح و خفاء با هم فرق داشته باشند در حالى كه مىبينيم اين دلالات برخى واضح و بعضى اوضح و پارهاى خفى و دستهاى اخفى مىباشند پس نفس اين اختلافات حاكى است از اينكه منظور از لزوم ، لزوم بيّن نيست . تذكر لازم بتذكر است كه تقييد [ لزوم ] به [ ذهنى ] بخاطر اشاره به اين نكته است كه در دلالت التزامى لزوم خارجى شرط نيست بلكه صرف لزوم ذهنى كفايت مىكند مانند [ عمى ] چه آنكه اين لفظ التزاما بر [ بصر ] دلالت دارد زيرا معناى [ عمى ] عدم البصر از چيزى كه شأنيت و قابليت براى داشتن بصر را دارد مىباشد با اينكه در خارج بين [ عمى ] و [ بصر ] تنافى است لذا همين قدر كه بينشان در ذهن وابستگى و علاقه هست در تحقّق دلالت التزام كفايت مىكند . البتّه برخى از ارباب فن در اشتراط لزوم ذهنى اشكال و منازعه نمودهاند كه گويا مراد و مقصود ايشان از [ لزوم ] لزوم بيّن به معناى عدم انفكاك تعقل لازم و ملزوم مىباشد يعنى اين قائل مىگويد : قبول نداريم در دلالت التزام ، لزوم بيّن شرط باشد و مصنّف نيز